0
(0)

بیاد یار همیشگی­م، استاد دکتر ابراهیم کریمی هسنیجه

از شمار دو چشم، یک تن کم

وز شمار خرد، هزاران بیش

قلم ناتوان است که در وصف و توصیف بزرگی­ت بنویسد.

کلمات در اندیشه کمتر از آن است که ترا شایسته باشد.

و من کمترین که می­خواهم پای موری به نزد سلیمان چون تو به ارمغان آورم.

شما بزرگتر از آنی که در کلام اندک بگنجی.

شما بالاتر از هر کلامی، که بتواند لیاقتت را داشته باشد.

ابعاد شخصیتی، علمی، فرهنگی و هنری جنابعالی هنوز آنگونه که باید کشف و معرفی نگردیده است.

استاد دکتر ابراهیم کریمی هسنیجه … ترا تنها باید با خودت و از زبان قلم بی‌نظیرت، معرفی کنم.

در آثار مکتوب چه نثر و چه منظوم جنابعالی زبانی متفاوت به دریای ژرف ادبیات و عرفان این کهن سرزمین، کلام را در قالب و صنعتی نو و متفاوت با گذشته، بکار گرفتید.

زبانی که ویژه هنر و اندیشه ژرف شماست.

آری استاد ابراهیم کریمی، بداعت و طنازی در اندیشه و احساس جنابعالی چون اسبی رام که سرکشی­هایش را هرگز نتوانست با قلم و احساس شما بروز دهد … کلمات در اندیشه و احساس­تان رام و مطیع بودند.

و همچون توسنی راهوار اندیشه ناب و عرفانی­تان را بر دوش می­کشیدند … و نتیجه این ممارست و همدلی آن شد که در عرصه­‌ی ادبیات و بویژه ادبیات نمایشی یک انقلاب و دگرگونی شکل گرفت و کشتی همواره سوار بر امواج آرام و یکنواخت دریا را دچار دگرگونی و سوار بر امواجی این بار خروشان و جوشان و بر پهنه­ی اقیانوس بیکران در این حوزه وادار به حرکت نمود چون این موج سر ایستادن نداشت، آری ناخدایش را سیاستی دیگر آمده بود، چون کشتی بانش ابراهیم خان کریمی بود. مردی که آرام و بی هیاهو می‌رفت تا صدایی متفاوت با دیگران و بی‌تکرار سر از دریای سکوت و در عرصه­ی ادبیات نمایش بدر آورد.

و در این عرصه، طوفانی به پا کند. و این چنین شد.

این موج سر باز ایستادن نداشت، و یک به یک آثار ادبی شما در نسل امروز جاری شد. و اشتیاقی فراتر از انتظار ایجاد نمود که این شوق برای مطالعه و دیدن آثار نمایش استاد در قالب­های متداول و مرسوم نمی­گنجد …

آثار دکتر ابراهیم کریمی، تلفیق و ترکیبی است متجانس از شعر، عرفان، ادبیات، داستان و حقیقت.

آری. ابراهیم کریمی با آثار بدیع و نوآوری در سبکی خاص، قدم در عرصه­ ئی گذاشت که سالها قبل.  فردوسی، رودکی، حافظ و …. مارکز و پاپلو نرودا گذاشته بودند. در آثار دکتر ابراهیم کریمی هسنیجه. هر آنچه، می­خوانی و می­بینی تصویری از تاریخ است و ترکیبی از انسان که در این تاریخ به دنبال هویت است هویتی که او را درجهان بیکران هستی، به حقیقت برساند. و نه انسان بی­هویت و جامانده از اصل خویش.

قلمت زنده و نگهدارِ یاد و نامت در جهان هستی خواهد بود.

علی پویان/کارگردان و بازیگر

استاد ابراهیم کریمی شاخص نمایشنامه نویسی و کارگردانی تئاتر معاصر ایران است.
وی در نگارش و کارگردانی تئاتر از ویژگی‌هایی تبعیت میکند که شاید بتوان او را در زمره‌ی کارگردانان تئاتر آزمایشگاهی و آوانگارد دانست، هنرمندی متفاوت با معیارهای هنری تئاتر مدرن و بومی ایرانی.
آثار کریمی از ویژگی‌های خاصی چون” زبان نگارشی مطنطن”،” ترکیبات ادبی نوآورانه”،” جملات و کلمات خاص و ویژه”، ” سکوت”،” مکث”، ” ضرباهنگ متضاد در بازی نمایشی”،” توجه به تصویرسازی”،” غلبه عمل و حرکت بر گفتار”،” ایجاز گویی” و …  است.
اما این تنها بخش کوچکی از ویژگی‌های آثار نمایشی استاد ابراهیم کریمی هسنیجه است.
بازیگران کریمی بر صحنه می‌درخشند و این درخشش به نوع بازی گیری و بازی سازی کارگردان مرتبط است.
دکور در اغلب آثارش نمادین است و محور نمایش بر بازی بازیگران و تفکرات فیلسوفانه کارگردان میچرخد.
بازیگران در آثار نمایشی استاد کریمی به شدت با بازی‌های کلیشه‌ای فاصله دارند. تصاویر موازی مهمترین ویژگی بازی در آثار اوست که در تناقض آشکار اعمال نمایشی با کلام بازیگر دیده می‌شود.
وی در ایده کارگردانی خالق دو فضای متفاوت و دو تصویر همزمان از یک واقعه در صحنه است.
کریمی در نمایش‌هایش هم در نگارش و هم در کارگردانی از عناصر کلیشه‌ای تئاتر کلاسیک دوری میکند بطوری که شخصیت‌های نمایشی‌اش  بر محور داستان پیش نمی‌روند و خالق بازی‌های رویداد محوراند نه داستان محور.
ابراهیم کریمی هسنیجه نمایش‌نامه‌نویس، مدرس، پژوهشگر، ادیب، بازیگر و کارگردان تئاتر و تلویزیون ایران بود. وی به سرعت از دوران نوجوانی استعداد و قریحه هنری و طغیانگر خود را در حوزه هنرهای نمایشی کشف کرد و مبتنی بر علاقه‌ی سیری ناپذیرش در تولید هنری آثاری خلق کرد که هر کدام در زمان خود شاخصی در تئاتر اصفهان و بعدها در تئاتر ایران شدند.  کریمی از اثری به اثر بعدی متحولانه پیش میرفت و طبیعی بود با این استعداد ذاتی مورد حسادت هم صنفان خود قرار گیرد اما ویژگی انسان محورانه و مهربانانه و درویش معابانه باعث شده بود که رقبای هنری و حرفه‌ای او هم قریحه هنری‌اش را تحسین کنند.
این استاد مسلّم تئاتر در هجدهم آذرماه ۱۳۸۷ در پنجاه و شش سالگی در اوج درخش‌اش در اصفهان دیده از جهان فروبست اما دانشجویان پرورش یافته‌ی مکتب او ادامه دهندگان راه‌اش شدند .
آثاری که از وی به جای ماند توانست او را همچنان در تئاتر ایران زنده نگهدارد.
استاد ابراهیم کریمی زبان هنری و نمایشی را برای بیان عقائد و تفکراتش برگزیده بود و این آغازگر راهی بود که درون ملتهب او را در همدلی با مردم کوچه و بازار و اعتراض به حکام زر و زور و تزویر آرام میکرد.
استاد کریمی در طی عمر با ارزش خود علاوه بر تدريس رشته‌ی تئاتر در دانشگاه و تربیت شاگردان فراوان، در بسیاری از سمينارهاي علمي با موضوع تئاتر، نمايش و تلویزیون شركت فعال داشت و آثار بسيار با ارزشی در حوزه پژوهشي از وی به يادگار مانده. استاد ابراهیم کریمی همچنین دست به تولید آثاری زد که در زمان خود مثال زدنی بودند. و از آثار با ارزش وی می توان به نمایش‌های «سوگ حلاج»، «دايره گچي قفقازي»، «نبرد حطين»، «راز كبـري»، «يـل»، «غلغله پريشان»، «جشن عاشورا»، «حكايت آن ياسمن» ، «سيـاوش» و… اشاره کرد.
ایده‌های متفاوت کارگردانی ابراهیم کریمی اکنون در بسیاری از آثار دانش‌آموختگان مکتب‌اش به چشم می‌آید. هر چند شاید آخرين اجراي ايشان “سه شب راحت ” بود كه در مجتمع فرهنگي هنري استاد فرشچيان شهر اصفهان به صحنه رفت.
اما اجراهای او در قالب تفکرات دانشجویان‌اش که اکنون هرکدام خود استادی در حوزه هنرهای نمایشی ایران هستند همچنان به صحنه میروند و مریدان مکتب هنری ابراهیم کریمی ادامه دهندگان راه روشنگرانه او هستند.
نام‌اش ماندگار و راه‌اش روشن.

 مجید امرایی/دراماتراپیست و کارگردان تئاتر

 

این مطلب مورد پسند شما بود؟

از ۱ تا ۵ امتیاز دهید.

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد رای: 0

اولین کسی باشید که امتیاز می دهد.🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *