
ما از استاد ابراهیم کریمی درسهای زیادی گرفتیم در آن سالهایی که در دانشگاه اراک تدریس میکردند. از فعالیتهای وی تئاتر و تعزیه در تهران و اصفهان بسیار شنیده بودم، آنچه که مشخص است ایشان خوب پیشرفت کردند، خوب مطالعه داشتند، خوب تئاتر را میشناختند و جنبههای متفاوت تعزیه را میدانستند. ابراهیم کریمی از جمله کسانی بودند که اخلاق هنری، متانت هنری داشتن و بسیار وزین بودند بطوری که خیلی چیزها را میدانست و میگفت چیزی نمیداند. ایشان در تاریخ هنر و تئاتر ماندگار خواهند ماند و هیچ وقت نخواهند مُرد و همیشه زنده خواهند ماند.
سعدیا آن مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.
خسرو بامداد/ استاد دانشگاه و بازیگر
آغاز سخن بیتی از شاهنامه حلوات سخن باشد
نمیرم از این پس که من زندهام ******* که تخم سخن را پراکندهام
بیشک شخصیت پر لطف و جذاب استاد کریمی که صفای جان بود و پیراستگی و آراستگی که در سخن و در تبسّم او وجود داشت با استقبال گرمی از طرف دوستان روبرو میشد و شخصیتهای دینی و دانشگاهی و فرهنگی و مطبوعاتی نسبت به صفای باطن او از سر لطف و توجّه به سخنان او شوق برانگیز و قابل توجّه مینمود .
بیان گرم و نوشتههای پر محتوای او تماماً گویای این سخن میباشد و چه زیبا سخنی که گویند اگر انسان فقط یک روز زندگی کرده باشد، حقیقتاً زندگی کرده باشد و پدیدهها را درست دیده باشد میتواند سالها راوی آن زندگی یک روزه باشد.
خاطر برخی انسانها در طول زمان همانند غبار محو میشود و برق نگاه و سیمای آنان را از یاد میبریم این کلام چه در شخصیت افراد، چه در آثار آنها مصداق پیدا خواهد کرد و انسانهای دیگر هستند که در زندگی، حضوری ماندگار خواهند داشت و روزان و شبان در پیدا و نهان، نقش و حرکت فکری و فرهنگی آنها در ذهنها زنده و ماندگار خواهد ماند، صدای پر جاذبهی آنها و برق نگاهشان چون آفتابی در طلوع زندگی دیگران به صورت سیال ادامه خواهد داشت. شخصیت استاد ابراهیم کریمی هُسنیجه یکی از آن شخصیتهاست که این از آثار گرانبهای این عزیز سفر کرده اظهر و من الشمس میباشد که در آثار خود چه در متونهای ادبی و چه در دکلمهها و دیگر آثار وزینش که به صورت نمایشنامه گردآوری گردیده نمایان است. ایشان با ذوق فراوان و مطالعهای که در پیرامون تاریخ و مذهب و ادبیات داشت موضوعات نمایشی او نیز برگرفته از این سه موضوع بوده و به همین خاطر طیف مختلفی از اقشار جامعه را در اجرای نمایشی خود شامل میگردید و این گونه است که هرگز نقش او از لوح دل و جان نرود.
و امّا آشنایی بنده با این استاد گرانقدر به دوران تحصیل میرسد که ایشان به صورت فعال و گسترده در زمینهی نمایش و کتاب و کتابخوانی مشوقی بسیار ارزنده برای بنده نیز بوده و هماکنون نیز این جریان سیال ادامه دارد.
و قابل توجّه دوستداران هنر اینکه از طرف خانواده محترم ایشان سعی در جمعآوری نوشتارهای ایشان دارند و امید به خدا هر چه زودتر آثار به صورت مکتوب در اختیار علاقهمندان آن عزیز قرار گیرد که تماماً برگرفته از نثری شیوا و آمیزهای از متون کهن فارسی و تاریخ که به دوستداران عرضه خواهد کرد.
حاصل کار وتلاش بیوقفهی ایشان میتواند رهگُشای ادب دوستان و گروههای مختلف تاتر در سطح وسیع در گسترهی ایران عزیزمان باشد چرا که به لحاظ اطلاعاتی که بنده داشتم و حضور چندین ساله با این هنرمند میتواند شخصّیت ایشان را به جامعه هنر پیش از پیش به عنوان یک الگوی جامع الطراف به ظهور رساند.
استاد کریمی در پیرامون تعزیه و متون کهن آن، نیز بسیار فعالیت داشت و از تعزیه به عنوان یک هنر متمرکز بر جامعهی شیعی که میتواند نقش و محرک باشد یاد میکند و برخی متد نمایشی ایشان نیز به صورت میدانی به اجرا گذاشته میشد که بسیاری از آثار به نمایش درآمده ایشان از جمله مانند: جشن عاشورا، نبرد حطین و سوگ حلاج میتواند گویای این مطلب باشد، یادش گرامی.
تقی قیصری هُسنیجه/بازیگر
