0
(0)

استاد کریمی زاده تئاتر و همزادش هنر بود، عطش عجیبی داشت تا در تئاتر آنطور که می پسندید زندگی کند، همین صداقتش در تئاتر او را نمونه کرد و آثارش را سرآمد. نسبت به شوق و ذوقش بی‌اعتنا نبود، دانش هنریش را با استعداد خدادادیش ارتقاء میداد. خاطره‌اش ماندگار باد و خانواده محترمش در پرواز ملکوتیش شکیبا.

عزت‌الله مهرآوران/بازیگر و کارگردان

استاد کریمی بزرگ بود اما نه چندان که دست نیافتنی باشد؛ از جنس تئاتر بود؛ خاک صحنه خورده بود برای سالها؛ با افق‌های باز هنر و ادبیات نسبت داشت؛ درد آشنای تئاتر بود، خندان بود و دوست داشتنی؛ ابراهیم کریمی،ابراهیم کریمی بود. حالا، ابراهیم کریمی هست چون نام و یادش زنده است.

ابوالفضل حری/بازیگر و کارگردان

دکتر ابراهیم کریمی را در سه موقعیت بیشتر ندیدم و نمی‌شناسم.در وهله اول مطالعه، در مرتبه دوم آموزش و در موقعیت سوم، فضای حرفه‌ای، مکتشف بود و با صبوری خاص و استفاده از تجربیات و دانش وافر خود، راهکار و مهندسی ادامه مسیر را در شاگردان خود شکل می‌دانند. او همواره مسیرهای روشنی را برای شاگردانش رقم می‌زد.

وحید لک/کارشناس تئاتر

استاد کریمی یکی از همان هاست، از همان اندک ها، همان ناب ها، همان نایاب ها، همان ها که با همه‌ی فراموشکاری‌هایمان لا بلای ازدحام آدم‌های زندگی‌امان نمی‌شود بیادشان نبود. ابراهیم کریمی هست، کافی ست چشمانت را ببندی تا بتوانی طنین صدایش را در کلاس‌های درسش بشنوی، تا بار دیگر مسحور جذبه‌ی کلامش شوی آنجا که از شیخ اشراق و نیچه و کانت برایت حرف می‌گوید. ابراهیم کریمی اینجاست… در حافظه‌ی کلاس دانشکده‌ها، در ذهن شاگردانش، او نه فقط بخشی از گذشته‌ی ما، که در هویت امروز من و ما نیز حاضر است.

لیلا مقیمی/ کارگردان تاتر

شده بود به طور اتفاقی از جلوی کلاسش رد می‌شدم. فضا آکنده از مهر و رابطه بود.عشق در لابه‌لای صندلی‌ها با کرشمه قدم می‌زد، و جمع حاضر در کلاس عاشقانه، آنرا با تمام وجود دریافت می‌کردند. کلام در وادی ادبیات صادر می‌شد اما بر هر واژه‌ای مروارید شبنم عشق می‌نشست، و دانشجویانش با ولع آنها را می‌بلعیدند. و این تجربه‌ای دیگر از عشق، عشقی که استاد کریمی به دانشجویان داشت و به آنها می‌آموخت و دانشجویانی که عاشقانه وجود و حضورش را مغتنم می‌شمردند. یادش همواره گرامی.

علی میرزایی /استاد سینما

 

یادش گرامی، استاد فلسفه بود و آن گونه فلسفه زندگی را می‌سرود که شور و شوق آموختن در جمع دانشجویانش موج می‌زد.استاد کریمی روحت شاد.

لیلا جواهری/کاگردان تاتر

در شبستان حکمت‌آمیز ابراهیم کریمی تنها حضورت کافی بود تا تمثیل‌هایش را با عمق جان درک کنی و معنای تعزیه‌اش را بیابی و جانت را با فلسفیدن کلامش طراوت بخشی… اما بقول مولانا؛ بت شکستی گیرم ابراهیم وار، کو بت تن را فدا کردن به ناز.

علیرضا رحیمی/ کارگردان تاتر

ابراهیم کریمی در زمینه صحنه و بازیگری بسیار توانا بود و از شاگردان استاد غلامعلی عرفان بوده است، اما بازیگری را بعد از اوایل شروع فعالیت‌هایش رها کرد؛ و یک جریان جدید را پیش گرفت، و به کارگردانی و نویسندگی رو آورد. و در مبحث نگارش پررنگ تر شد. در مباحث هنری، فکر بلندی داشت و در زمینه اجرایی نبوغی بسیار و صاحب سبک بود. شهرت بسیاری در بین هنرمندان داشت زیرا بعد از انقلاب به شدت فعالیت هنری انجام می‌داد. به معنای واقعی یک انسان فرهنگی بود و مطالعات زیادی داشت و در کارش به هرکسی اختیارات زیادی می‌داد و فرصت را در اختیار می‌گذاشت.

محسن شوشتریان/طراخ نور

این مطلب مورد پسند شما بود؟

از ۱ تا ۵ امتیاز دهید.

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد رای: 0

اولین کسی باشید که امتیاز می دهد.🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *