
استاد ابراهیم کریمی را از اولین دورههای جشنوارهی تاتر فجر، که تاترهایمان را ارائه کرده بودیم شناختم. مردی آگاه نسبت به کارش و جسور برای آنچه که در قالب هنر تاتر خلق کرده بود. این آشنایی آغازین، بعدها به دوستی ما بدل شد، دوستیای که در دانشگاه هنر اراک بوجود آمد و طی سالهای تدریس در آن دانشگاه از سال ۱۳۶۴ تا درگذشت مرحوم ابراهیم قوت یافت. و من این را مدیون دوست مشترکمان استاد رضا مهدوی بزرگوار هم میدانم. در این ایام بود که دریافتم ابراهیم در موقعیت استاد تا چه اندازه محبوب دانشجوهاست و این همه محبوبیت اگر چه به دلیل دانش و آگاهی او نیز بود، امّا رفتار پدرانهاش نسبت به دانشجویان را نمیتوان از نظر دور داشت. خاطراتش فراموش نشدنی ست، خداوند رحمتش کند.
محمود دولت آبادی/ نویسنده
من در کلام و چهرهی زنده یاد استاد ابراهیم کریمی یک صلابت، صداقت و عشق ویژهای میدیدم نسبت به هنر نمایش؛ از آن همه مهر، شیرین کلامی و وسعتنظر لذّت میبردیم. در سالهایی که ایشان فعال بود، در بین هنرمندان تئاتر مثل یک ستارهای بود که درخشش داشت و بینظیر بود.
داوود فتحعلی بیگی/ نویسنده
