0
(0)

همه چیز را پس می‌زنیم تا تو را بیابیم.

تا تو را در طراوت این تنها نامی که جز صداقت، ارزش، بزرگی، محبّت، دوستی و علم و ایمان و دانش و هنر در آن نیست بیابیم. استاد ابراهیم کریمی هُسنیجه، روان¬شاد، زنده یاد، در همیشۀ ایام و تا ابد.
بدون شک استاد ابراهیم کریمی هُسنیجه، از هنرمندان بی بدیلی است که در عرصه هنر نمایش و به ویژه تئاتر، دوران درخشانی را در مقطعی از تاریخ هنر اصفهان پشت سر نهاده و در این مسیر، شاگردان بسیاری را پرورش داده است. سبک و سیاق استاد، در زمینۀ بازیگری به گونه‌ای دیگر است و متفاوت با بازی‌های معمول و تعریف شده و به همین سبب در ابتدای امر به شدت توسط منتقدانش مورد بحث وجدل قرار می گرفت. اما استاد بر این باور بود که انتقال پیام نمایش با حرکت‌های تقطیعی و بر اساس عمل و عکس‌العمل، می‌تواند با ایجاد تابل‌های تصویری بسیار زیبا، قوی‌تر میسر شود و البته به زعم این حقیر که سال‌ها افتخار همکاری و بازیگری در بخشی از نمایش‌های استاد را داشتم، به خوبی بر این باورم که راه و روش استاد ابراهیم کریمی هسنیجه توانسته است در این راستا موفقیت‌های چشمگیری به دست آورد.
کمتر کسی است که از دوستان و هنرمندان، خاطره‌ای از استاد نداشته باشد. ادب و احترام استاد در روابط صمیمانۀ وی نسبت به همکاران و شاگردانش در همیشۀ ایام در ذهن وخاطره‌ها باقی است و من نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستم. به خاطر دارم که در سال ۱۳۷۰ از اهواز به اصفهان منتقل شدم. از آنجا که در استان خوزستان علاوه بر اینکه به شغل معلمی مشغول بودم، در زمینۀ کارهای هنری در رادیو و تلویزون مرکز خوزستان نیز فعالیّت می کردم، علاقه داشتم با یکی از هنرمندان خوب اصفهان آشنا شوم و به ویژه در زمینۀ تئاتر فعالیّت خود را ادامه دهم. زمانی نگذشت که توسط یکی از بستگان همکار به استاد معرفی شدم و او اولین هنرمندی بود که افتخار شاگردی‌اش را پیدا کردم.
استاد ابراهیم کریمی هسنیجه، مرا با رویی باز و مهربانی‌ای خاص، مورد تفقد قرار داد و پذیرفت تا در مکتبش تلمذ کنم. چشمانی نافذ، محاسنی بلند و سیاه و تن‌پوشی متفاوت _که حکایت از سلیقۀ هنرمندانۀ او داشت_ اولین ویژگی‌های آن مرد میانسال بود که وقتی در ساختمانی در کوچۀ تاج قدیم در چهارچوب دو لنگۀ در ورودی ساختمان نمایان شد، مرا مجذوب ادب و استقبال خود کرد. از همان روز من به عنوان یکی از بازیگران فعال وی در چهار نمایش «حلاج»، «شاهباز سدره نشین»، «تلبیس ابلیس» و «ضحاک ماردوش» در هرکدام بیش از هشت ماه به تمرین پرداختم و در این مدت گویی ترم‌هایی از دانشگاه را طی کردم که سرشار از نگاه متفاوت به زندگی نیز بود. همچنین تله تئاتر «آخرین نبرد» و «غزلواره‌های عشق»، مجموعۀ تلویزیونی «خانۀ بخت» و همکاری من در موسسۀ هنری نیوشا تک با مدیریت استاد و بازی در نمایش‌های متعدد رادیویی او در صدای مرکز اصفهان، افتخاراتی است که در معیت استاد بودنم را، تا هستم و نیستم باقی می‌گذارد.
خوب است همچنین یادی کنیم از همسر گرانقدر استاد ابراهیم کریمی، که تا آخرین لحظه حیات رفیق راه او بود. یاد و خاطره شان تا ابد پایدار.

حجت اله نجف‌پور/ بازیگر و دوبلور

این مطلب مورد پسند شما بود؟

از ۱ تا ۵ امتیاز دهید.

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد رای: 0

اولین کسی باشید که امتیاز می دهد.🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *