
نقش کم را هم خوب بازی کن
بنده از سن ۱۴ سالگی کار نمایش را نزد برادر گرامیام شروع کردم و ایشان پله پله با من کار کردند تا جایی که توانمندی من زیاد شده بود و گاهی به او میگفتم باری که بر دوش من گذاشتهای کم است! برای مثال در نمایش «نبرد حطین» که نوشتۀ خسرو ثقفیان است، برادرم به من نقش کمی داده بودند به طوری که در یک صحنۀ جنبی تنها ۸ دقیقه اجرا داشتم و همیشه از این شرایط گله میکردم، چون انتظار داشتم برادرم نقش بیشتری به من بدهد اما او همیشه میگفت همین نقش کم را خوب کار کن. یادم هست که سال ۱۳۶۳ مقام اول بازیگری تئاتر را برای همین نقش کوچک از جشنوارۀ تئاتر فجر دریافت کردم!
این خاطره را گفتم تا بچههای تئاتر بدانند که در این هنر باید پله پله جلو رفت و هرگز نباید به جشنوارهها و نامها غره شد چرا که همین احساس، آنها را به مرگ هنرشان نزدیک میکند و دیگر پیشرفتی نخواهند داشت. هنرمند اعم از کارگردان، نویسنده، بازیگر و … باید همیشه دنبال یافتههای جدید باشد و این درسی است که من از استاد ابراهیم کریمی هسنیجه آموختهام.
حسن کریمی هسنیجه/بازیگر
همیشه بر لب، لبخند داشت
در چهل و اندی سال پیش، در دورهای که هنوز روشنفکران و اندیشهورزان را از ظاهرشان نمیشناختند و هنرمندی، به تیپ و ظاهر آنچنانی داشتن نبود، با جوانی آشنا شدم و طرح دوستی ریختم که همیشه لبخند بر لب داشت و این فقط یکی از امتیازات او بود، دیگر امتیازاتش خطی خوش و صدای دلنشین و … او کسی جز زنده یاد استاد ابراهیم کریمی هسنیجه نبود که امروز یادش میکنیم. حاصل همکاری با ایشان در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ دو اثر است که هر روز و ساعت آن خاطراتی بس شیرین برای من به یادگار گذاشته است. نمایش «تبر» و «پهلوان پوریای ولی و شیردل کهنهسوار».
هر چند سالیان سال از آن زمان میگذرد اما یاد و خاطرۀ او تا ابد در دلهایمان باقی است. روحش شاد و یادش گرامی …
احمد خوانساری/کارگردان و بازیگر
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
اولین مرتبه آشنائی من با ابراهیم کریمی هُسنیجه قبل از انقلاب در سال ۱۳۵۳ در کاخ جوانان اصفهان بود. او با نمایش استحاله و من با نمایش زنجیر که هر دو جزوه ده نمایش برگزیده جشنواره بود، آشنا شدم. او جوانی پر شور و با استعداد خلاق بود و نشان میداد که با پشتکار و تلاش مستمری که در عرصه هنر و فرهنگ، بویژه تأتر در اصفهان دارد آیندهای درخشان در انتظار اوست. از آن زمان به بعد نظارگر سیر پیشرفت و ترقی و ابداع و خلاقیت او بودم، در این سالهای بعد از انقلاب او کارهای بزرگی که کرد، ابتدا تأتر دانشآموزی استان را با آموزش صحیح و نوشتن متنهای تربیتی – آموزشی و اجرا توسط دانشآموزان تعلیم دیدهی او، تأتر دانشآموزی اصفهان را از سطحینگری، لودهبازی و ابتذال رهانید که این خدمت شایانی بود … و امّا ابراهیم کریمی در عرصه تأتر اصولی و حرفهای دارای سبک ویژه خود بود که در اوج شکوفائی خویش با بروی صحنه آوردن نمایشهائی چون یل، راز کبری،ذنبرد حطین و سه شب راحت توانست در جشنوارههای فجر و دانشگاهی خوش بدرخشد و بار دیگر تأتر خمود و سطحینگر آن زمان را خونی تازه بخشد و آوازه تأتر حرفهای اصفهان را در کشور پرآوازه سازد. و سومین حرکت شایان ذکر او نوشتن و کارگردانی نمایشهای آئینی و مذهبی چون غلغلهپریشان و سوگ سیاوش … بود.
یادش بخیر و روحش شاد
