
پگاهان نور بارد از کُه تور
ببخشایدزبانی، ازسر شور
با بیتی از دلنوشتهام،
به گذشتهی ازدست رفتهمان که نه، به وصف حال مینویسم برای شما ابراهیم مهربان، درود
ازشرایط امروزهی آموزش هنر، نه من دلخورم و نه دیگر شما. دیگر دوستان را نمیدانم. سالها پیشتر دانستید و چون استادی بُرنا و دلسوز و پیشگام؛ خدماتی را در آن سالهای جوانیمان در مراکز ارشاد داشتید که پایهگذار دبستانی شد که امروز با نام آموزشگاه هنری ازآن نام میبریم.
بامید روزهای برگرفته از زحمت و رحمت هنر سرزمینمان. دوستدار همیشگیتان اردلان
اردلان شجاع کاوه/بازیگر و کارگردان
ابراهیم کریمی هسنیجه، هنرمند زاده شد و هنرمند ماند و ماندگار شد برای اهل اقلم و تأتر.
همه وجودش شور بود و تحول و عشق و فرزانگی، گوئی از تبار خاکیان نبود، میان زمین و آسمان، و خیلی زود آسمان را ترجیح داد و پَر کشید. گوئی چارهای برای تحمّل این جسم خاکی جز بازیگری و خلق زیبائی و نمایش را نداشت.
و در آثار بیشمارش، عشق را در اشکال مختلف به زیبائی ترسیم نمود. علاوه بر قلم شعرگونه و خلق آثاری منحصر به فرد، آنچه استاد ابراهیم کریمی را متمایز میکند، اعتقاد راسخ ایشان به «تقطیع» در ارائه حس بازیگر است، به این معنا که دیالوگ دارای یک هدف و حس کلّی است، امّا همین دیالوگ از چندین جمله شکل گرفته و هر جمله به تنهائی دارای حسی مستقل است که میبایست نسبت به تمپو آن جمله، ایجاد حرکت و حسی مستقل و بیرونی در بازیگر نماید.
بنده افتخار داشتم در نمایش «مرید شیطان» نوشته «جرج برناردشاو» نقش «ریچارد دجن» را در خدمت ایشان بازیگری نمایم، که بیتردید نقطه عطفی در آموزش بنده و ارائه نقشم بوده.
روحش شاد و یادش ماندگار
