
اگرچه اصفهان برای من یادآورخاطرات بسیار است، اما یکی از این خاطرات حضور و یاد همیشگی ابراهیم کریمی هنرمند و بلندآوازه و نام آور اصفهانی است؛ که چون چراغی فروزان پرتوافکن صحنههای پرفروغ تئاتر اصفهان بود. وی هم ادیب بود و هم نمایشنامهنویس و هم معلّم تئاتر؛ معلمی که از چوب بازیگر میساخت. خلاق و پر شور و پر انرژی مینوشت و بیوقفه کار میکرد، از نمایشنامههای امروزی گرفته تا تعزیههای چهارگانه معصومین و کمدیهای دلنشین و شورانگیز. او به نسل قدیمی تئاتر اصفهان اختصاص داشت؛ حضور او در جشنوارهها و تئاتر کشور بیبدیل بود.
اردشیر صالح پور/نویسنده و پژوهشگر
درباره ابراهیم کریمی اگر بخواهم صحبت کنم، بین دو واژه میمانم، عارف و هنرمند. ابراهیم کریمی هم عارف بود، هم هنرمند. مجموعه این دو را جمع کرده بود و شخصیتی را ساخته بود که در هیچ دورهای نظیرش نبود. از ویژگیهای وی این بود که، خودش بود. آرام و بیسرو صدا. او مطالعه داشت، با علم اعتقاد داشت، او حق را میگفت، بسیار بلند قامت بود، شیک لباس میپوشید و خوشچهره بود. قلمش پویا بود. من خیلی چیزها از او یاد گرفتم. یاد گرفتم که انسان میتواند بزرگ زندگی کند و بزرگ فکر کند و به دیگران کمک کند. تا وقتی هنر هست، نمایشنامهنویسی هست، تا بحث کارگاههای آموزشی تا آموزشگاههای حرفهای تئاتر وجود دارد، ابراهیم کریمی هم هست. او پاک بود، بسیار دانشمند بود، بسیار متواضع بود. در بین هنرمندان تئاتر اصفهان مثل یک ستارهایی بود که درخشش داشت. درود بر شرف آن مرد که قلمش را نه به نان و نه بینامی فروخت، بلکه قلمش را به نام فروخت نه به نان، قلماش در خدمت نام بود، نام هم نه برای خودش بلکه برای دیگران.
علی پویان/ کارگردان
این روزها به چند مقوله بیش از هر پدیدهای فکر میکنم؛ “مرگ” و نقطهی مقابل آن “جاودانگی”. اولی در این دوره و زمانه به سهولت در دسترس است! و دومی تنها به یک طریق؛ “نیک نامی”. ابراهیم کریمی با نیک نامی و از طریق هنر به جاودانگی رسید. از آفریدگار زیبایی آفرین، آرامش روان او را خواستاریم.
رحمت امینی/کرگردان تئاتر
