
گاهی باید غیب شوی تا تو را ببینند سال 1372 بود. برای اولین بار “ابراهیم کریمی” را در حیاط دانشکدهی […]

گاهی باید غیب شوی تا تو را ببینند سال 1372 بود. برای اولین بار “ابراهیم کریمی” را در حیاط دانشکدهی […]

یا هو یاد یار آشنا تقریباً بلافاصله بعد از دریافت حکم بازنشستگی، رهایی از قید وبند کارمندی، خانه به دوشی […]

نقش کم را هم خوب بازی کن بنده از سن ۱۴ سالگی کار نمایش را نزد برادر گرامیام شروع کردم […]

آنچه باید از شکوه و صفات منحصر به فرد بزرگمرد زندگی من!! گفته شود، تا به الان گفته شد. مردی […]

نقشت برای همه، همیشه هنر بود ای سرود عاشقانهی هنر و ای روایتگر عشق و شادی! در هنرت خلاقیت موج […]

پگاهان نور بارد از کُه تور ببخشایدزبانی، ازسر شور با بیتی از دلنوشتهام، به گذشتهی ازدست رفتهمان که نه، به […]

به ابراهیم که پر بود از امید او را زمانی دیدم که سرشار از انرژی به هر گروهی سرک میکشید […]

همه چیز را پس میزنیم تا تو را بیابیم. تا تو را در طراوت این تنها نامی که جز صداقت، […]

یک یادگاری به یاد ابراهیم کریمی هُسنیجه معلوم نیست بعضیها هنگام تولّدشان، جهان تا کجای این ناکجای ناپیدا، چنان […]

من تئاتر اصفهان را با ابراهیم کریمی هسنیجه شناختم. نوع کارهایی که اجرا میکرد ارزشمند بودند و جهتی که حرکت […]